سيد علي اكبر قرشي
91
قاموس قرآن ( فارسي )
يافت . و خلاصهء جريان چنان كه تفاسير و تواريخ نوشتهاند از اين قرار بود حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله در يكى از جنگها زنش عايشه را با خود همراه برد وقت برگشتن كه در منزلى نزول كرده بودند ، عايشه گردن بند خود را گم كرد ، براى پيدا كردن آن از لشگريان دور رفت ، مسلمانان پنداشتند كه او در كجاوهء خود است ، شترش را حركت دادند و رفتند ، عايشه برگشت و ديد لشگريان رفتهاند ، در همان جا نشست ، يكى از مسلمانان بنام صفوان بن معطَّل سلَّمى كه عقب مانده بود رسيد و عايشه را شناخت شتر خود را خوابانيد و او را سوار كرد و برد بىآنكه حرفى بزند ، چون بلشگريان رسيدند ، اين ماجرى براى منافقان و بعضى از مريض القلبها عنوان شد و عايشه را نعوذ با لله متهم بفجور با آن مرد كردند ، و در اين امر ، عبد الله بن ابىّ رئيس منافقين از همه بيشتر آن را شهرت ميداد ، تا آيات قرآن اين ساخته را تكذيب كرد . نگارنده : از نقل اين داستان ناراحتم ، و چون بعضى از مغرضين اهل سنّت نعوذ با لله ، شيعه را كه از عايشه خوشش نميايد ، به اين كار متّهم ميكنند و ميگويند : شيعه « نعوذ با لله » بعايشه چنين نسبت ميدهند از اين جهت اين را نوشتم و از طرف خودم و شيعهء اثنا عشريه ميگويم : هر كه بعايشه چنين نسبت بدهد او كافر و تكذيب كنندهء قرآن است ، زيرا قرآن اين نسبت را تكذيب كرده است . آرى شيعه ، عايشه را گناهكار ميداند . زيرا با امام بر حق على بن ابى طالب عليه السّلام بمبارزه برخاست و خون مسلمانان را بهدر ريخت و تا آخر عمر در عداوت آنحضرت پايدار ماند و آيه * ( « فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما » ) * تحريم : 4 در بارهء او و حفصه نازل شد و غير ذلك . ولى اين كجا و آن نسبت بىاساس كجا ؟ نعوذ با لله . خداوند بعبد الله ابىّ لعنت كند كه